آقای رویانیان! حقایق روزگار ورزش را پاسداری کنید.

شکست و پیروزی اجزاء تفکیک ناپذیر مبارزه هستند ، در میادین مختلفی که گروه ها یا افراد به رویارویی برای به دست آوردن موفقیت می پردازند، شاهد تلاش های طرفین برای انجام بهترین اجرا و به دست آوردن پیروزی نهایی هستیم.

ورزش، به ویژه فوتبال نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست ، پیروزی و شکست در این عرصه شاید بازتابی به مراتب قدرتمندتراز دیگر فعالیت های رقابتی داشته باشد. امابا تمام این ویژگی ها، شکست هاو پیروزی ها مدت زمان زیادی در اذهان نمی ماند مگر این که بسیار به یادماندنی باشند. ولی عناصری درمیادین ورزشی هستند که برای همیشه درذهن جای دارند.حفظ حرمت ها، بی حرمتی ها، احترام ها و بزرگ منشی ها و قهرمانان و پهلوانان ، آن هایی که عوامل اصلی ایجاد پیروزی و شکست هستند ، این ها اجزایی هستند که برای تمامی لحظات در خاطره های جامعه ورزش می مانند.

آقای رویانیان، از اصلی ترین عناصر به یادماندنی حیطه ورزش ، قهرمانان مردمی هستند و شما این را از هرکس دیگر بهتر می دانید . کسانی که مردم با آن ها سال ها زندگی کرده اند، اشخاصی که درجامعه امروز ما جایی که تنها سرگرمی جوانان آن ،ورزش و تا حدودی هنر می باشد شمع شادابی را روشن نگاه می دارند.

آنانی که مردم برنمی تابند که مورد بی مهری و بی حرمتی قرارگیرند و یکی از وظایف مهم، حفظ حرمت آنان می باشد.

ما در قالب مدیر یک سازمان ورزشی موظیم مهارت های فنی ،ادراکی ، انسانی را آموزش ببینیم ولی آیا کوچک ترین تلاشی برای آن کرده ایم؟

آقای رویانیان از شروع فعالیت شما در باشگاه مردمی پرسپولیس شاهد حرکت های سازنده ای بوده ایم ولی به موازات آن و شاید بیش از آن که شما منشاء سازندگی در این مدت محدود مدیریت بوده باشید ، منشاء بروز رفتارهایی بوده اید که منجر به بی حرمتی شده است . یک روز به حاج رضایی ، یک روز به علی دایی ، یک روز به علی کریمی .

اما شاه بیت این عملکردها را در هفته اخیر مشاهده کردیم. جایی که کیای فوتبال ایران را در تنگنای خداحافظی قراردادند.

آقای رویانیان ، شما به عنوان مدیری شایسته در امور اجتماعی دراین کشور نباید به زیر مجموعه خود به ویژه کادر فنی پرسپولیس اجازه می دادید که آغازکننده بی حرمتی باشند، این جزو مهارت های انسانی ادراکی شماست.

ما اصفهانی ها از قهرمانی دلاورمردان سپاهان یک با ر دیگر به خود بالیدیم ولی شادی مان زیاد دوام نداشت ، هنگامی که مهدی را دیدیم که پس از آن شکست تلخ صحنه ای را به نمایش گذاشت که برای امثال من که سال ها درکسوت ورزشکار در صحنه ها و میادین مختلف ورزشی حضور داشته ام درد اوربود. بسیاری از هواداران فوتبال به احترام مهدی ایستادند و اشک ریختند . چون همه آن ها قدرتلاش هایی دو دهه ای مهدی را به عنوان یک قهرمان ملی درک می کنند. او برای ما منشاء شادمانی بوده است، چگونه می توانیم به پاس این تلاش ها برجا بنشینیم و شاهد این همه بی مهری باشیم باید برای اوایستاد برایش هورا کشید و به احترام تلاش هایش اشک ریخت .

آقای مدیر شماطبق گفته خود یک پاسدارید، تلاش های و حرکت هایتان باید متاثر از مولایمان حضرت حسین ابن علی و سرورسرافراز سپاه کربلا حضرت ابوالفضل معروف ترین پاسدار تاریخ بشریت باشد.

آقای سرداررویانیان، پاسداری یعنی تلاش برای حفظ احترام ، حرمت ، دفاع از نوامیس و تامین امنیت اجتماعی . پاسداری الگوی مردم داری، مدیریت ،تکریم انسان است.

آقای رویانیان،پاسداری از حفظ حرمت ،مربی ،سرپرست ،بازیکن و هوادارو پاسداری از اوج بلندجوانمردی و دفاع از حیثیت ورزشی زحمت کشان ورزش به ویژه دلاورمردانی که جوانی خود، بزرگ ترین سرمایه همه دوران عمرشان را برای سربلندی ایران عزیز هزینه کرده اند، مهم ترین وظیفه شما است.

سردار عزیز، چون مطمئن هستم حضور شما در ورزش تدوام می یابد به عنوان یک قهرمان سابق ملی که متعلق به طبقه ورزشکاران این مرز وبوم می باشد نه به عنوان مدیری که تلاش چشمگیری برای ارتقاء جایگاه باشگاه مطبوعش داشته است و دسترسی به آن برای بسیاری از مدیران از راه رسیده آرزو می باشد، به شما برادربزرگوار ورزشی به عنوان کسی که می خواهد منشاء پاکی و پاک سرشتی در فوتبال این کشور باشدیادآوری می کنم که حفظ حرمت یک قهرمان ملی آن هم از جنس مهدی مهدوی کیا اش از والاترین وظایف شما بوده و هست.

مدیرمحترم ، باز گلی به جمالی بچه های رسانه وهوارادان سپاهان که جور شما و مربی محترمتان و هم تیمی هایش در دور افتخارزدن با آقای مهدی را کشیدند، پرسپولیس فقط یک جام را از دست نداد خیلی چیزهای ماندگارترو ارزشی تررا از دست داد، شما دیروز یک دنیا احساس را جریحه دار کردید ، نه به خاطر واگذاری نتیحه ، به خاطر واگذاری میدان لوطی گری.

برادر عزیز بنده به عنوان عضوکوچکی از جامعه ورزشی ایران عزیز یک بار دیگر وظیفه خودمی دانم از همه تلاش هایی که شما در این مدت برای باشگاه پرسپولیس انجام دادید قدردانی کنم ولی حق خودمی دانم که به شما یادآوری کنم که امثال مهدوی کیا ، علی دایی، علی کریمی، جواد نکونام ، فرشادپیوس ، همایون بهزادی و دیگر قهرمانان مرده و زنده این ورزش چه خوب بروند چه بد همیشه در یادها خواهند ماند، ما زودفراموش می شویم ولی همه می توانیم ماندگارباشیم. چگونگی آن را شماباید پاسخ بدهید.

وسخن آخر، آیا بهتر نبود درسه هفته ای که تمامی هم و غم باشگاه شما صرف چگونگی رفتن مهدی مهدوی کیا از فوتبال شده بودرا به تمرکز روی وظیفه اصلی تان که کسب قهرمانی بود معطوف می کردید. این که مهدی دیر یا زود باید می رفت شکی درآن نبود ولی چگونگی رفتنش مهم بود که باید از موضوع فینال تفکیک می شد تا همه چیز را با هم نبازید.

یحیی مربی جوان شما که اتفاقاٌ در برهه ای از زمان مربی باشگاه تحت مدیریت من نیز بوده است شایسته بهتر از این هاست، ولی یحیی نیاز به این داشت که موضوع مهدی وفینال را ، شما برایش تفکیک می کردید. او همه چیز را برای بزرگ شدن دارد ولی برای بزرگ شدن نیاز به بزرگ فکرکردن داشت. به هرحال آقای رویانیان این ها را کسی به شما یادآوری کرد که حداقل درجامعه ورزش سی سال از شمازودتررسیده است، دردکشیده ورزش است ، نماینده ملی این مملکت درمیادین بین المللی ورزش بوده است، پس برای تان زیاد سنگین نخواهد بودکه نصیحت این حقیر را گوش کنید چون می خواهم بمانید و خدمت کنید.

آقای رویانیان دل ما ورزشکاران خیلی کوچک است ، زود می شکند و زود می بخشد . امیدوارم مهدی هم ازا ین قاعده مستثتی نباشد و همه آن هایی را که تلاش کردند او را این چنین از گردونه فوتبال خارج کنند ببخشد.

به هرحال مهدی رفت و پشت سرش علی کریمی، ولی علی کریمی جمله ای گفت و رفت او گفت می رویم تا دایه های مهربان تراز مادری که در پرسپولیس و درفوتبال هستند جایشان باز شود برای ترک تازی.

سردار عزیز آیا شما آن دایه های مهربان تر از مادر را می شناسید؟

به هرحال: آدم های خوب نه خاطره اند، نه تاریخ ، بلکه حقیقت روزگارند

مهدی و مهدی ها حقیقت روزگار ورزش ما هستند.

پاسداری ازاین حقایق وظیفه ما مدیران عرصه ورزش است.

باقی بقای شما

سعید آذری

کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی

۱ دیدگاه برای “آقای رویانیان! حقایق روزگار ورزش را پاسداری کنید.

  1. نگارنصیری گفته:

    برای کسی که آرام بود

    وقتی در سال ۱۳۷۶ فرشاد پیوس در دربی تهران برای آخرین باربرای بازی پرسپولیس -استقلال به میدان رفت وبازی ۳برصفر به نفع پرسپولیس تمام شدبا افتخار چهارگوشه زمین را بوسید و پیراهن خودرا به جوان با اخلاق تیمشس که گل دوم را زده بود، بخشید.. آنموقع کسی فکر نمی کرد که آن جوان با شرم و حیا دودهه افتخار آفرین باشد.آن جوان کسی نبودجز مهدی مهدوی کیا.
    مهدی ، جوان آرام و با اخلاق فوتبال اگر دربازی آخرش غریبانه خداحافظی کرد،آرام رفت…برای او پایان کارنیست که آغاز دوره ای جدی و فصلی پربار برای او خواهد بود. زیرادستانی پر، اعتباری جهانی و از همه مهم تر پشتوانه مردمی دارد . امثال مهدی ها همیشه در یادها می مانند زیرا افرادی بزرگ می مانند که بزرگ فکر می کنندو بهای آن را پرداخته اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *